دوران کودکى على (ع)

دوران کودکى على (ع)

----------------------------------------------
[1] 6-خطبه 234 نهج البلاغه

 

 

صفحه33

امیر المؤمنین على علیه السلام تا سن سه سالگى در خانه خویش و در کنار پدر و مادر خود زندگى مى‏کرد،و بسیار مورد تکریم و احترام آنان بود،زیرا على علیه السلام علاوه از نظر فرزندى که محبوب والدین خویشتن بوده است،کمالات و غرایب آن حضرت،از قبیل سخن گفتن در شکم مادر،باز شدن‏«دیوار کعبه‏»به احترام وى،سلام به پدر و مادر و تمام انبیاء الهى به ویژه به رسول خدا،تلاوت قرآن و سایر کتاب‏هاى آسمانى در حضور رسول گرامى اسلام هنگام تولد،همه و همه موقعیت امیر المؤمنین علیه السلام را در میان مردم به ویژه خانواده‏اش دو چندان کرده بود،لذا پدر بزرگوارش در میهمانى تولد«مولود کعبه‏»همه مردم مکه را به ولیمه او دعوت نمود،و یکهزار و سیصد شتر و گاو و گوسفند عقیقه کرد...

«على علیه السلام‏»از نظر تربیت‏خانوادگى فوق العاده بالا و چشمگیر بود،و نیازى به مراقبت افراد عادى نداشت هر چند پدر او رئیس قبائل‏«مکه‏»و متصدى امور«کعبه‏»بود،و در میان مردم موقعیت‏بى نظیرى داشت و روى همین ویژگیها بود که پدر او پس از بعثت رسول خدا قویترین حامى و یاور«رسول الله‏»در برابر دشمنان و بد اندیشان به حساب مى‏آمد...

و مادرش‏«فاطمه‏»نیز از زنان پاکدامن و اسوه حقیقت و ایمان به شمار مى‏آمد،و نخستین زنى است از زنان عالم که پس از«خدیجه کبرى‏»به رسول خدا ایمان آورد،و درکل،یازدهمین فردى است از مؤمنین پیشتاز در آن عصر خفگان و خطرناک که گوى‏سبقت را از دیگران ربود.

آرى امیر المؤمنین هر چند در دوران کودکى بسر مى‏برد،ولى از نظر کمالات انسانى و سجایاى اخلاقى و«عصمت‏»و سایر فضائل لازم،هیچگونه کمبودى نداشت،و نور و خمیره‏اش در تمام دوران‏ها با پیامبر اسلام آمیخته و یکجا بود،جز این که پیامبر نبود.به این حقیقت صدها حدیث در کتاب‏هاى معتبر اهل سنت و شیعه تصریح دارد،که ما فعلا در این بخش به آن مطالب نمى‏پردازیم...

ولى هر چه هست آن حضرت نیاز به کمالات بیشترى داشت،و باید از سر چشمه‏«وحى‏»تربیت و تعلیم او تضمین مى‏گردید،و جز آغوش پیامبر،و آن مربى دلسوز و واسطه بین خدا و خلقش،کسى دیگرى هر چند«ابو طالب‏»و«فاطمه بنت اسد» (دو گوهر گرانبها) هم باشند نمى‏توانند کمالى بر کمالات على علیه السلام بیفزایند.

على ادیب خدا

به اعتقاد شیعه و پیروان مکتب بحق ولایت،على امیر المؤمنین و یازده فرزند گرامیش بترتیب جانشین بلا فصل رسول خدا و خلیفه الهى در عالم خلقت مى‏باشند،و موظفند علاوه بر حفظ دین و سایر وظایف مهم دیگر،رهبرى و تربیت صحیح توده‏هاى مردم را بر عهده گیرند،بنا بر این تربیت‏خود آنان باید از طریق خدا و منبع‏«وحى‏»صورت گیرد،و با آداب الهى و تربیت پیامبر بزرگ اسلام متخلق و مؤدب گردند،در این زمینه توجه خوانندگان عزیز را به دو حدیث جلب مى‏نمایم:

1-قال رسول الله (ص) :«انا ادیب الله و على ادیبى‏»

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمودند:من ادیب خدا و على ادیب من است.

----------------------------------------------
[1] 1) شرح ابن ابى الحدید ج 1 ص 14

 

 

[2] 2) در کتاب‏«تجلیات ولایت‏»بقلم نگارنده مطالب و احادیث زیادى در این زمینه آمده است.

 

 

[3] 3) مکارم الاخلاق ص 17

 

 

صفحه34

یعنى رسول خدا بطور مستقیم با آداب الهى تربیت مى‏گردد،و امیر المؤمنین على علیه السلام نیز با همان آداب خداوندى،منتهى از طریق پیامبر عزیز اسلام تربیت مى‏شود.-قال على (ع) :ان رسول الله ادبه الله و هو ادبنى و انا اؤدب المؤمنین و اورث الاداب المکرمین.»

همانا رسول خدا با آداب الهى مؤدب گردیده،و او نیز مرا با همان روش تربیت نموده،و من هم وظیفه دارم مؤنین و پیروان خویش را به همان کیفیت پرورش داده،و ارزش‏هاى واقعى را ترویج نمایم.

چنانچه ملاحظه مى‏فرمائید،در این دو حدیث تربیت و ادب مولاى متقیان از طریق منبع‏«وحى‏»و رسالت پیامبر خدا صورت گرفته است،بنابر این على تجسم ادب الهى و رسول او مى‏باشد،و سعى دارد دیگران را نیز با همان ارزش‏ها رهبرى فرماید.

على به خانه پیامبر منتقل مى‏گردد.

چنانچه اشاره نمودیم،پیامبر اسلام تربیت و پرورش امیر المؤمنین على علیه السلام را بطور مستقیم زیرا نظر گرفت،و سعى داشت على را حتى در خانه پدر و مادرش به حال خود رها نسازد،بلکه وى را با همان ارزش‏هاى عالى انسانى و الهى تربیت نماید،بطورى که در تاریخ و حدیث آمده است:

آن حضرت على را در کنار خود داشت،و حتى شستشوى بدن،و شیر دادن وى،و تحریک گهواه براى خواباندان نوزاد...را بر عهده گرفت،و از سه سالگى‏«على ابن ابیطالب‏»او را بطور مستقیم به خانه خودش منتقل نمود،زیرا از نظر«روانشناسى تربیتى‏»ثابت‏شده است که کودک در این مقطع سنى فوق العاده حساس است،و براى پذیرش مسائل اخلاقى و تربیتى آمادگى بیشترى دارد،لذا على علیه السلام باید در کنار پیامبر خدا باشد،و با ظرافت‏خاصى ابعاد زندگى و اخلاقى آن حضرت را در عمل لمس کند،اینک توجه شما عزیزان را به دو شاهد زنده تاریخى و حدیثى جلب مى‏نمایم:

1-قال رسول الله (ص) :«اجعلى مهده بقرب فراشى،و کان رسول الله یلى اکثر تربیته و کان یطهر علیا فى وقت غسله،و یوجره اللبن عند شربه،و یحرک مهده عند نومه،و یناغیه فى یقظته،و یحمله على صدره،و یقول:هذا اخى و ولیى و ناصرى و صفیى و ذخرى و کهفى و ظهرى و ظهیرى و وصیى و زوج کریمتى وامینى على وصیتى و خلیفتى و کان یحمله دائما و یطوف به جبال مکة و شعابها و اودیتها

چون على علیه السلام متولد گردید،و پیامبر خدا خود را به وى رسانید،آن حضرت خطاب به مادر على علیه السلام فرمودند:گهواره على را در کنار رختخواب من قرار دهید،و پیامبر گرامى شخصا بیشتر امور تربیتى على علیه السلام را بر عهده گرفت،هنگام نیاز،آن فرزند کعبه را شستشوى مى‏داد،و در شیر خوردنش کمک مى‏کرد،و براى اینکه آن طفل را بخواباند گهواره‏اش را حرکت مى‏داد،و با آهنگ دلنواز براى وى مى‏خواند،و گاهى به سینه‏اش مى‏گرفت و مى‏فرمود!این کودک برادر من است، او را به یاورى و ولایت و پناه و پناهندگى برگزیده‏ام او امید و پشتوانه من است،این فرزند عزیز و نوزاد گرامى جانشین و وصى من و شوهر دخترم و امین وصایایم و خلیفه‏ام بعد از من خواهد بود،رسول خدا هرگز وى را از خود دور نمى‏گذاشت،و هر کجا مى‏رفت على علیه السلام را با خود مى‏برد،و حتى هنگام رفتن به کوهها و دشت و دره‏ها پیوسته مولود کعبه را همراه داشت.

شما خوانندگان محترم توجه مى‏فرمائید که بنا به صراحت این حدیث‏شریف،رسول گرامى اسلام تربیت على علیه السلام را در خانه پدر و مادر وى نیز نادیده نمى‏گرفت،و پیوسته وى را ملازم خویشتن کرده بود،و کارهاى عاطفى و پرورشى آن حضرت را شخصا عهده‏دار بود،زیرا على وصى پیامبر است و مسئولیت‏سنگینى را بعد از رسول خدا باید عهده‏دار گردد...

----------------------------------------------
[1] 4) تحف العقول ص 114،بحار الانوار ج 77 ص 414

 

 

[2] 5) بحار الانوار ج 35 ص 9 و 10 ح 11،جلاء العیون شبر ج 1 ص 243،شجره طوبى ص 219 و 220

 

 

صفحه35

2-دومین شاهد زنده در این مورد،تاریخى است که از جمله‏«ابن ابى الحدید»امام‏«معتزله‏»ها آن را در شرح خود آورده،و مى‏نویسد:چون خشکسالى و قحطى عجیبى در«جزیرة العرب‏»پدیدار گردید، حضرت‏«ابو طالب‏»با داشتن مسئولیت اجتماعى و عائله‏مندى زیادى در مضیقه مالى قرار گرفت، حضرت پیامبر خدا صلى الله علیه و آله به عموهایش‏«حمزه‏»و«عباس‏»فرمودند:بیائید هر کدام یکى از فرزندان‏«ابو طالب‏»را به خانه خود منتقل کنیم تا زحمت‏بار زندگى را از دوش وى بکاهیم و آنان نیز پذیرفته،و به‏خانه ابو طالب آمدند،و در نتیجه‏«حمزه‏»«جعفر طیار»و«عباس‏»«طالب‏»را برگزیدند،و رسول خدا صلى الله علیه و آله نیز على را برگزید و فرمود:

«قد اخترت من اختاره الله لى علیکم علیا»فکان على علیه السلام فى حجر رسول الله صلى الله علیه و آله،منذ کان عمره ست‏سنین.

من کسى را برگزیدم که خداوند او را براى من در مورد شما برگزیده است!!

آنگاه ابن ابى الحید مى‏نویسد که على علیه السلام در آغوش و دامن پر مهر پیامبر قرار گرفت،در حالى که بیش از شش بهار از عمر او نگذشته بود. چنانچه ما اشاره کردیم على علیه السلام سه ساله به خانه رسول الله منتقل شده است)

کیفیت تربیت على در دامان پیامبر

چنانچه در علوم‏«روانشناسى‏»بحث‏شده است،سه عامل مهم در تکوین شخصیت هر انسانى نقش اساسى دارد،علاوه بر«وراثت‏»و«محیط زندگى‏»و دوستان نزدیک،«مربى‏»و الگوها فوق العاده مؤثر مى‏باشد

تقدیرات الهى ایجاب کرد که على علیه السلام همیشه در کنار مربى خود رسول خدا باشد،تا مستقیما از منبع‏«وحى‏»بهره گیرد،و حتى آمدن‏«جبرئیل‏»را ببیند،و صدایش را بشنود،و کلمات‏«وحى‏»و محتواى آن را درک کند و با آداب و سنن خدا و رسولش انس گیرد،تا وجود پر ارزش او ساخته‏تر گردد...

«بنى اعظم‏»پس از انتقال على علیه السلام به خانه‏«وحى‏»فوق العاده او را گرامى مى‏داشت،حتى همانند دایه‏هاى دلسوز و مادران مهربان او را در رختخوابش میخوابانید،و هنگام نیاز غذا را خود مى‏جوید و بر دهان وى مى‏گذاشت،و به سینه‏اش مى‏چسبانید...خلاصه از نظر عاطفه و اخلاق و برخورد انسانى آنچنان وى را عزیز و محترم مى‏داشت که تاریخ نظیر آن را ندیده است و ما اینک به دو مورد آن بطور خلاصه اشاره مى‏کنیم

الف:قال على (ع) :و قد علمتم موضعى من رسول الله (ص) بالقرابة القریبة،و المنزلة الخصیصة، وضعنى فى حجره و انا ولید یضمنى الى صدره،و یکنفنى فى فراشه و یمسنى جسده و یشمنى عرفه و کان یمضغ الشى‏ء ثم یلقمنیه...و لقد کنت اتبعه اتباع الفصیل اثر امه یرفع لى من کل یوم من اخلاقه علما...

----------------------------------------------
[1] 6) شرح ابن ابى الحدید ج 1 ص 15

 

 

[2] 7) زیرا«امیر المؤمنین‏» (ع) «در بعثت رسول خدا ده ساله بود،و احادیثى از خود آن بزرگوار و دیگران آمده است که آن حضرت تا دوران بعثت،هفت‏سال در کنار پیامبر خدا به عبادت پرداخته،و در سال چهلم هجرت در سن شصت و سه سالگى به شهادت رسید.و چنانچه بیست و سه سال دوران رسالت نبوى،و بیست و پنج‏سال دوران خانه نشینى و غصب خلافت را در نظر بگیریم،و مدت پنج‏سال مدت خلافت على (ع) را به آن اضافه کنیم با تاریخ مورد انتخاب ما مطابقت مى‏نماید... (در صفحات بعدى این موضوع روشنتر شده است)

 

 

[3] 8) و لقد سمعت رنة الشیطان حین نزل الوحى علیه صلى الله علیه و آله...فقال (ص) انک تسمع ما اسمع و ترى ما ارى الا انک لست‏بنبى و للکنک لوزیر شرح نهج البلاغه فیض الاسلام خ 234 ص 811، ابن ابى الحدید ج 13 ص 197

 

 

[4] 9) نهج البلاغه فیض خ 234 ص 811،ابن ابى الحدید ج 13 ص 197 متن خطبه قاصعة

 

 

صفحه36

على علیه السلام در مورد شایستگى‏هاى خود به سپاه خویش و مسلمانان‏«مهاجر و انصار»مى‏فرمایند:

«شما منزلت و تقرب مرا به رسول خدا از نظر دامادى و پسر عمو بودن مى‏دانید،و همچنین از جهت معنوى و خصوصیت‏هاى دیگر متوجه هستید که تا چه حد من به او نزدیک و محترم بودم،او مرا در کنارش پرورش داد،و در کودکى و کوچکى‏ام به سینه‏اش مى‏چسبانید،و در رختخواب مخصوص خویش مى‏خوابانید!!و تنش را به من مى‏مالید،و عطر خوش بدنش را به من مى‏بویانید،و خوراک و غذاها را مى‏جوید و به من مى‏خورانید و من آنچنان ملازم او بودم،که گویا«شتر بچه‏اى‏»در دنبال مادرش مى‏باشد،و هر روز براى من از خوهاى ممتاز پیامبر پرچم و نشانه‏اى مى‏افراشت...

در این فرازها به گوشه‏اى از محبت‏ها و نوازش‏هاى پیامبر خدا،و کیفیت پرورشى على علیه السلام از طریق آن حضرت اشاره گردیده،و در تاریخ بشریت هیچ پدر و مادرى را نمى‏توان سراغ داشت که تا این اندازه به فرزندش مهربانتر و نزدیکتر باشد.حتى خود پیامبر اسلام به هیچ کدام و هیچیک از فرزندانش به اندازه‏«على بن ابیطالب‏»تفقد ومحبت نداشته است،چنانچه به این واقعیت تاریخى و عاطفى در حدیثى از«فضل بن عباس‏»اشاره شده است.

ب:على علیه السلام در جواب سؤال شخصى از مناقب و فضائل آن حضرت،پس از اشاره به آیات قرآن مجید،و جریان‏«غدیر خم‏»که در آن پیامبر اسلام على علیه السلام را به امر خدا به جانشینى خویش منصوب فرمودند،اظهار مى‏دارند:من در کنار پیامبر خدا بودم،در مسافرت آن سرور،خدمتگزارش بودم و در خانه‏اش نیز بیش از یک لحاف موجود نبود،لذا آن حضرت مرا در کنار خود مى‏خوابانید،و همسرش را هم در کنار دیگرش،و چون به نماز شب بلند مى‏شد،لحاف را از وسط به زمین مى‏چسباند و سپس به عبادت مى‏پرداخت و چون مریض مى‏شدم شب را تا سحر بیدار مى‏ماند!!و مرا دعا مى‏کرد.

قابل توجه است که رسول خدا تا چه اندازه به على علیه السلام توجه داشت،و او را محرم اسرار خانوادگى‏اش مى‏نمود،و در کنار بسترش مى‏خوابانید،و چقدر سوز و شفقت داشت که در حال تب و بیمارى شب را تا سحر به بیدارى مى‏گذرانید...!!

آفتاب ولایت ص 23

على اکبر بابازاده


دسته ها : پدرم علی(ع)
چهارشنبه بیست و ششم 4 1387
X